ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

298

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پس از فتح بغداد على بن هشام بر جانب شرقى و حميد بر جانب غربى حكومت كردند . ابراهيم سهل بن سلامه ( پيشوا ) را از بازداشتگاه آزاد كرد . مردم گمان مىبردند كه او را كشته بود . او به حال خود بازگشت و در مسجد رصافه مىنشست و بدعوت خود ادامه مىداد . ( امر بمعروف و نهى از منكر ) . هنگامى كه در زندان بود چنين مىكرد روز در مسجد وعظ مىنمود و هنگام شب بزندان باز مىگشت تا آنكه ابراهيم او را يكباره آزاد كرد و آن در تاريخ اول ذى الحجه . چون آزاد شد پنهان گشت و در حال پنهانى ماند تا ابراهيم مخفى شد آنگاه او ظهور كرد . حميد او را مقرب كرد و در حق او نيكى نمود و او بود تا مامون رسيد كه مامون هم به او احسان كرد . بيان حوادث در آن سال كسوفى رخ داد . در دوم ذى الحجه آفتاب بى نور شد و دو ثلث آن پنهان و دچار كسوف گرديد . مامون بهمدان رسيد و آن در آخر ماه ذى الحجه . سليمان بن عبد الله بن سليمان بن على ( عباسى ) امير الحاج شد . زلزله در خراسان واقع شد . مدت هفتاد روز پياپى زمين لرزه در خراسان رخ داد . بيشتر آن زلزله در بلخ و كوزه كنان و فارياب و طالقان ( در خراسان غير از طالقان قزوين ) و ما وراء النهر بود خانه‌ها ويران گشت و بسيارى از مردم هلاك شدند . در آن سال سودا بر دماغ حسن بن سهل غالب شد و عقل او تغيير يافت بحديكه او را بزنجير بستند . ( ديوانه شد ) . سالاران و فرماندهان بمامون نوشتند . مامون هم دينار بن عبد الله را بفرماندهى سپاه منصوب كرد و به آنها خبر داد كه خود به زودى خواهد رسيد .